خبرنگارروستا

لذتی که خیر مسکن ساز می برد
نویسنده : همت الله شکری اطاقسرا - ساعت ٤:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٢۱
 

عضو هیأت مدیره خیرین مسکن ساز کشور:

مسکن در اولویت کار خیرین

لذتی که خیر مسکن ساز می برد

همت الله شکری اطاقسرا

عمر جامعه خیرین مسکن سازدر کشور کوتاه است اما در دوران کوتاهی که از عمرشان می گذرد، استارت ساخت خانه های زیادی در سراسر کشور زده شده است. برای اطلاع از عملکرد این افراد خیلی تلاش کردیم با آنها که تعدادشان در کشور رو به افزایش است، صحبتی داشته باشیم اما چون خیرین مسکن ساز حاضر به شناسایی شدن نبودند، کمتر در این راه موفق بودیم تا اینکه در جریان افتتاح پروژه 72 واحدی خیرین مسکن ساز پیشوای ورامین از علی لاهوتی قول گفتگویی را گرفتیم هر چند که در این راه باید از مساعدت روابط عمومی بنیاد مسکن انقلاب اسلامی قدردانی کنیم که حامی خیرین مسکن ساز در کشور است زیرا آنها به ما در راضی کردن این خیّر مسکن ساز کمک فراوانی نمودند. پروژه 72 واحدی مسکن خیرین مسکن ساز پیشوای ورامین را علی لاهوتی و قلم چی معروف با استفاده از تکنولوژی مدرن LCF ساختند. در حقیقت باید گفت که آنان حتی در انفاق کردن هم تلاش کردند بهترین ها را ساخته و با بهترین شرایط تحویل نیازمندان بدهند. اما به راستی خیر مسکن ساز کجاست؟! این افراد که  در شرایط کمبود مسکن در کشور برای نیازمندان خانه می سازند برای اطرافیان و کارکنان شرکت شان چه کردند؟ خیّر مسکن ساز نفعی هم می برد و آیا به دنبال سود بردن و منتفع شدن است؟!

وقتی که به محل کار علی لاهوتی یکی از خیرین مسکن ساز رفتم، فضای محیط کار و کارکنانی که در آن مشغول فعالیت بودند را بسیار گرم و صمیمی یافتم که با روی گشاده پذیرای من گشتند تا جایی که برای لحظاتی تمام سؤالاتم را فراموش کردم. پس بدون هیچگونه تشریفات اداری به اتاق این خیر مسکن ساز رفتم. درب اتاقش باز بود و همه کارکنان برای بیان خواسته هایشان به راحتی وارد شده و آن را مطرح می کردند. وی  بعد از پاسخگویی به مراجعه کنندگان با روی گشاده آماده پاسخگویی به سؤالاتم شد. با اصرار زیاد اولین سؤالم را که در خصوص معرفی خودش و شروع فعالیت انفاقش بود، پاسخ داد و در حالی که اکراه هم در لحنش مشهود بود، گفت: شغل اصلی ام صادرات فرش است. پدرم هم خیّر مدرسه ساز بود. من هم به خاطر دغدغه ای که در حوزه مدرسه سازی و مسکن داشتم با عنایت و لطف خدا تلاش کردم گامی هرچند کوچک بردارم. اولین مدرسه را در خیابان مولوی تهران در سال 80 و در مساحت 2800 متر مربع ساختیم که 24 کلاس و 300 دانش آموز داشت. در حقیقت تشویق های پدر خدابیامرزم باعث شد که از این نعمت بهره مند شویم. تا سال  79 نیز مدرسه های دیگری ساختم که یکی در قلعه حسن خان (شهر قدس) برای 700 نفر دانش آموز و یکی دیگر هم در خیابان نیایش تهران و برای 350 نفر دانش آموز بود. خواهش می کنم دیگر نخواهید که از بقیه مدارسی که ساختم بگویم. همین قدر راهم چون شما برای نمونه خواستید گفتم.

وقتی سرخی صورتش را دیدم دیگر جایز ندانستم اصرار کنم به همین دلیل از او خواستم تا علت روی آوردنش را به ساخت و ساز مسکن و مدرسه بگوید. انگار که احساس مسئولیتی را در اوبیدار کرده باشم با اشاره به اینکه اینها را برای ترغیب کسانی که توانایی این انفاق را دارند، می گوید با لبخندی از سر رضایت گفت: هر چند که در حال حاضر کمبود مدرسه از آن شرایطی که در دهه 70 داشت، درآمده است ولی کمبود مسکن در کشور بسیار ناراحت کننده است و بحث مسکن سازی برای خیرین در اولویت کار است چون کمبود و نبودن مسکن مشکلات اجتماعی و فرهنگی بسیاری را برای کشور به همراه دارد. اصولاً خیّر فکر می کند که چه چیزی در جامعه کمبود است تا برای رفع آن اقدام کند. در حال حاضر ما نیازمند همراهانی در بخش مسکن هستیم تا برای رفع این کمبود همگام ما شوند.

از او خواستم تا به سابقه فعالیت جامعه خیرین مسکن ساز هم اشاره ای داشته باشد، وی گفت: دردوره وزارت آقای عبدالعلی زاده بود که جامعه خیرین مسکن ساز را تاسیس کردیم اما هیچگونه فعالیتی نداشتیم تا اینکه در سال 86 با حمایت بنیاد مسکن انقلاب اسلامی فعالیت خودمان را شروع کردیم. در همان سال من به اتفاق آقای قلم چی برای آنکه گامی هر چند کوچک برداریم ساخت 72 واحد مسکونی در پیشوای ورامین را شروع کردیم. ولی چون اولین کار خیرین مسکن ساز بود با مشکلات زیادی روبه رو شدیم اما هرگز پا پس نکشیدیم چون خدا را ناظر بر فعالیت هایمان می دیدیم و در ساخت این خانه ها از پیشرفته ترین تکنولوژی ساخت و ساز استفاده کردیم. امیدواریم خدا از ما قبول کند.

از وی در خصوص شرایط واگذاری این خانه ها و نحوه دریافت هزینه های ساخت از واجدین شرایط تحویل گرفتن خانه ها پرسیدم و او گفت: زمین را بنیاد مسکن رایگان داد. وام 15 میلیونی هم دادند و پولی را هم ما گذاشتیم و ساختیم البته بقیه هزینه ها برای طراحی و مجوز را هم داریم. خانه که حاضر شد 36 واحد خودم را به سادات دادم و آقای قلم چی هم 36 واحد را به کارکنانش با شرایط ویژه داد. به گونه ای که خانه ها از اول با قسط تحویل شد. البته به هر واحد 50 میلیون ریال از هزینه هایی که خودمان متقبل شدیم  را بخشیدیم و قسط وام با مبلغ بسیار ناچیزی پول مانده بود که در دراز مدت آنها خواهند پرداخت ولی کل پول ساخت را ما دادیم تا آنها پس از وام گرفتن به ما بدهند.

و خانه های دیگر هم دارید می سازید؟ انگار که این سوالم او را ناراحت کرده باشد، با تاسف گفت: زمین را در پرند به من دادند تا 250واحد بسازم اما چون از کشور کره جنوبی برای سرمایه گذاری آمده بودند این قطعه زمین را به آنها دادند تا بسازند و ما را از این نعمت بی بهره ساختند با این حال در تلاشم تا زمینی را بگیرم و برای افراد نیازمند بسازم.

از این خیّر مسکن ساز از لذت و احساسی که در این کار خدایی می برد، پرسیدم و در حالی که اشک در چشمانش حلقه زده و تبسمی بر لب داشت، پاسخ داد: چه لذتی بالاتر از این که لطف خدا شامل حال من شده و من از آنچه که خدا داده برای شادی خلق خدا بکار گیرم. بیان این احساس هرگز قابل وصف نیست تا وارد حلقه لطف خدا نشوی و خنده های حاکی از رضایت آنان را نبینی نمی توانی درک کنی که چه می گویم.

از وی پرسیدم شما که برای دیگران انفاق می کنید به مشکلات اطرافیان و کارکنان خودتان رسیدگی کرده اید و بابت این انفاق سود مادی هم می برید؟ با خنده پاسخ داد: پاسخ سؤال اول را باید از اطرافیانم بپرسی ولی حداقل می گویم که نیازهایشان در حدی نیست که ما مرتفع کنیم زیرا خودشان توانایی رفع آن را دارند اما در خصوص کارکنانم باید بگویم تا جایی که توانستم انجام داده ام. اما در پاسخ به سؤال دوم باید بگویم که خیّر مسکن ساز برای رضای خدا کار می کند و غیر او نمی بیند. ما نه بهشت می خواهیم و نه هیچ چیز دیگری که در حد بهشت است. من و همه خیرین مسکن ساز فقط خدا را می خواهیم  و با هدف اینکه خدا به ما لطف کند این کارها را می کنیم.

او آنچنان با قوت قلب و قاطعیت این جملات را بیان می کرد که بی تردید حاکی از رضایت قلبی وی بود. در همان حال از او خواستم تا بگوید که تا به حال از اینکه خیر است مغرور هم شده او بعد از تامل و مکث پاسخ داد: سعی می کنم  مغرور نشوم. من از این بابت که توانستم با لطف خدا مدرسه یا خانه بسازم و مورد لطف خدا قرار گرفتم به خود می بالم و به دیگران هم توصیه می کنم وارد این حلقه شوند و نسبت به لطف خدا غرور داشته باشند اما اینکه بخواهم بابت این لطف به دیگران فخرفروشی نمایم هرگز چنین حسی در من ایجاد نشده و هرگز هم دوست ندارم دیگران از من بابت کارهای کوچکی که انجام دادم، تعریف کنند و آنهایی که با من ارتباط دارند از این موضوع مطلع هستند چون کار برای خداست و برای خدا کارکردن غرور و کبر ندارد.

خودش می گوید که دیگر بیشتر جایز نیست چیزی بگوید اما با این وجود از او می خواهم تا برای دیگرانی که پول دارند اما هنوز اراده عضویت در جامعه خیرین مسکن ساز در آنها ایجاد نشده است، نکته ای را بیان کند و او هم قبول می کند و می گوید: اگر می خواهید در زندگی تان شاداب و با روحیه باشید و در هر لحظه از زندگی تان احساس خوشحالی و شعف داشته باشید برای خدا انفاق کنید. با خدا معامله کنید و برای خدا با خلق آفریدگار مهربان باشید.

خیّرین مدرسه ساز و مسکن ساز و هر خیّر دیگری که برای خدا کاری را می کند، قلب او روشن از وجود خدا می شود. ما ثواب کارهایی که انجام دادیم را لمس می کنیم.


 
comment نظرات ()